گفتگوهاي تخصصي گفتگوهاي تخصصي

    راهبرد برنامه‌ريزي‌هاي ما در كشور بايد زمينه‌سازي براي ظهور منجي باشد.

    مدير گروه مطالعات راهبردي مهدويت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات گفت: وقتي جامعه و نظام خود را يك جامعه زمينه‌ساز و يك دولت زمينه‌ساز معرفي مي‌كنيم، افق ديد اين كشور بايد ظهور امام زمان (عج) و راهبرد ما بر اساس زمينه‌سازي براي ظهور حضرت باشد.

    محمود مطهري‌نيا، مديرگروه مطالعات راهبردي مهدويت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در گفت‌وگوي تفصيلي با خبرنگار آيين و انديشه خبرگزاري فارس، برخي كاستي‌ها و نقاط قوت مجموعه نظام جمهوري اسلامي ايران و فعالان حوزه مهدويت در امر تبليغ مهدويت را مورد تحليل قرار داد و به بررسي چگونگي اين فعاليت در ديگر جوامع شيعي توسط نظام جمهوري اسلامي پرداخت.

     

    سوء تفاهم ها و انحرافات ابتداي دهه 60 به بايكوت خبري فعاليت‌هاي مهدوي انجاميد

    مطهري‌نيا سخنان خود را با بيان سير تاريخي فعاليت در حوزه مهدويت آغاز مي‌كند و مي‌گويد: ايران شاهد چند مقطع تاريخي در اين حوزه است. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، از سوي برخي جريان‌هاي داراي تفكرات خاص، بوي انحراف به مشام مي‌رسيد و بعضاً‌ اشكالات قابل توجهي هم پيدا كردند كه با درايت حضرت امام (ره) با اين جريان‌هاي انحرافي در موقعيت مناسب و بجا مقابله شد.

    وي ادامه مي‌دهد: اين اتفاق در اوايل دهه 60 اتفاق افتاد و پس از آن مقطع، تعدادي موضوع انحراف از خط انقلاب اسلامي را به طور كلي به همه فعاليت‌هاي مهدوي تعميم دادند تا حدود 15 سال يعني تا سال 74 شاهد بايكوت شديد مباحث جدي مهدوي در كشور بوديم و تا آن زمان، تنها افرادي از روي ارادت شخصي خود در حوزه مهدويت فعاليت مي‌كردند. در اين سال‌ها بعضي از شهرهاي كشور پيشتاز فعاليت‌هاي شخصي و محدود بودند. يعني در همين دوره بايكوت خبري، مثلاً در شهر اصفهان، جلسات متعدد مهدوي سالم و بدون انحرافات، زير نظر علماي شهر برگزار مي‌شد و گزارشي تفصيلي و خواندني از آن در شماره 21 ماهنامه موعود آمده است.

    مطهري‌نيا مي‌افزايد: حضرت امام (ره) اين موضوع كه «بايد به فساد دامن بزنيم تا شرايط ظهور مهيا شود» را كاملاً رد كرد. البته تا آنجايي‌كه به ياد دارم، از هيچ كس و گروهي اسم نياوردند؛ ولي اين گفته به همان جريان فعال مهدوي نسبت داده شد.

    وي ادامه مي‌دهد: اين نسبت، الزاماً نسبت درستي نبود ولي عمده مشكل اين جريان به نگاه اجتماعي خصوصا در عرصه مهدويت آنها بازمي گشت.

    مطهري‌نيا توضيح مي‌دهد: اين موضوع در ابتدا زاويه انحراف و فاصله گرفتن از جريان انقلاب نبود؛ چون بزرگاني از نظام تا پيش از اين ماجرا ارتباط‌هايي با انجمن داشتند؛ اما بعد از پيروزي انقلاب، اين نگاه اجتماعي به دين بود كه يك فاصله‌اي بين انجمن مورد ذكر و توده مردم به وجود آورد و در واقع اصل انحراف خودنمايي كرد. البته فعاليت‌هاي اين مجموعه در سالهاي بعد در عرصه هاي مختلف تعطيل نشد.

     

    چگونگي گسترش فعاليت‌هاي مهدوي در نيمه دوم عمر انقلاب

    وي در ادامه تأكيد مي‌كند: البته در دوران بايكوت خبري، در شهرهايي مثل اصفهان جلسات مهدوي وجود داشت. همچنين بعضي از انتشاراتي‌هاي سطح كشور، جسته و گريخته كتاب‌هاي مهدوي چاپ مي‌كردند، تا اينكه در سال 74 مؤسسه موعود با يك نگاه اجتماعي و پاسخگويي به معضلات اجتماعي و نه نگاه سنتي كلامي- تاريخي راه‌اندازي ‌شد كه نقطه عطفي در فعاليت‌هاي مهدوي كشور محسوب مي‌شود. اين مؤسسه كه به همت استاد و محقق فرهيخته كشور آقاي اسماعيل شفيعي سروستاني راه‌اندازي شد، با يك نگاه كاملاً متفاوت با تمام نگاه‌هايي كه تا پيش از آن در طول قرن‌ها وجود داشت، به موضوع مهدويت، پرداخت.

    وي افزود: همزمان با اين ماجرا، معاونت فرهنگي مسجد جمكران هم شروع به فعاليت ‌كرد و جريان تازه‌اي در فعاليت‌هاي مهدوي شكل ‌گرفت. جالب است بدانيد، زماني‌كه مؤسسه فرهنگي موعود راه‌اندازي ‌شد، بعضي از بزرگان ترديد داشتند كه نشريه‌اي تخصصي با موضوع مهدويت قابليت چاپ و انتشار را داشته‌ باشد و حتي بعضي از اين بزرگواران اين تعبير را به كار برده بودند كه شما بيشتر از 4 يا 5 شماره نمي‌توانيد نشريه خود را منتشر كنيد. اما الآن نه تنها انتشار اين مجله از 114شماره و 2 پيش‌شماره گذشته؛ بلكه تعداد نشريات منتشر شده در اين حوزه قابل توجه است و هر كدام از زاويه اي به اين موضوع مي‌پردازند.

    مديرگروه مطالعات راهبردي مهدويت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در ادامه سخنان خود مي‌گويد: مؤسسه موعود راه‌اندازي شد؛ ولي همچنان صحبت كردن از امام زمان (ع) از نظر خيلي‌ها جرم محسوب مي‌شد و به عنوان يك فعاليت انحرافي به آن مي‌نگريستند. به هر حال حدود7 سال پس از آغاز فعاليت‌هاي اين مؤسسه و انتشار مجله‌ موعود، بعد از سال 80 راه‌اندازي مجموعه‌هاي مهدوي در حوزه علميه قم و ديگر جاها رشد پيدا كرد و به آرامي همايش‌هايي در حوزه مهدويت برگزار ‌شد.

    مطهري‌نيا فزود: در همان ايام گفتمان مهدويت در قم آغاز به كار كرد كه گفتمان سالانه‌اي را برگزار مي‌كرد و در نهايت به تأسيس مؤسسه «در انتظار نور» منجر شد كه الآن به «پژوهشكده مهدويت و آينده‌پژوهي» تبديل شده است و ذيل پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي قم مشغول به فعاليت است. علاوه بر اين جريان، همايش دو سالانه بررسي ابعاد وجودي حضرت مهدي (عج) ابتدا در استان‌هاي مرزي جنوب شرق و مناطق سني‌خيز كشور با نگاه تقريب بين مذاهب برگزار شد، بعد از آن اين همايش‌ها به تهران منتقل شد. در همان سال مركز تخصصي مهدويت و مجله انتظار شروع به فعاليت كردند و پس از مدتي تعدادي از اين بزرگواران با جدا شدن از مركز تخصصي براي انجام كارها و برنامه هايي متفاوت مؤسسه آينده روشن را راه‌اندازي كردند كه چندي است به پژوهشكده مهدويت تغيير نام داده است. البته ارزيابي عملكرد هركدام از اين مجموعه ها نيازمند مجال مفصلي است.

     

    حضور نهادهاي دولتي در فعاليت‌هاي مهدوي

    وي ادامه مي‌دهد: تقريباً تمامي اين جريانات و فعاليت‌هاي مهدوي كه ذكر شد، خصوصي يا شبه خصوصي بودند، تا اينكه آرام آرام با ورود شهرداري تهران از سال 84 به بعد به اين موضوع، فعاليت مهدويت ابعاد تازه‌اي پيدا ‌كرد و جريان‌هاي دولتي و شبه دولتي در حوزه مهدويت وارد شدند. از يك طرف، حمايت از برخي مجموعه‌هاي مهدوي همسو با خواسته هاي آنان در دستور كار اين جريانات قرار گرفت و از طرفي، صحبت‌هايي پيش آمد كه نسبتي با موضوع مهدويت نداشت. هر چند بسياري از برنامه‌ها و طرح‌هاي دولتي با اعتراض‌ها مواجه مي‌شد و به منصه عمل نمي‌رسيد، اما به هر حال خود ايده‌هايي مثل برگزاري كارناوال‌هاي شادي جمكران تا حرم امام (ره)، كيك‌هاي چند طبقه براي ايام نيمه شعبان و ... كه با موضوع عدالت مهدوي نسبتي نداشت، مطرح مي شد.

    مطهري‌نيا مي‌گويد: بين تمام زحمات درخور تقديري كه توسط نهادهاي شبه‌دولتي‌ها كشيده مي‌شد، اينگونه ارائه طرح‌ها هم مطرح مي‌شد تا اينكه اين ماجرا به عرصه دولت هم كشيده شد. در عرصه دولتي به طور مشخص آقاي احمدي‌نژاد در طول مدت رياست‌جمهوري خود، چه در داخل و چه در خارج كشور، بارها به عنوان يك آرمان مطلوب و محبوب خود در جايگاه حقيقي و حقوقي به انحاء مختلف به موضوع مهدويت پرداخت كه بازتاب‌هاي قابل توجهي هم داشت.

    وي به بيان يكي از اين باز‌تاب‌ها مي‌پردازد و مي‌گويد: پس از اولين سخنراني آقاي احمدي‌نژاد در سازمان ملل كه با دعاي فرج آغاز و نام و ياد حضرت مهدي (عج) در آن جلسه مطرح شد، معاندين چندين كتاب در رد مهدويت و منجي‌گرايي شيعي تأليف و منتشر كردند. اين كتاب‌ها عموماً از سوي يهودي‌هاي ساكن آمريكا منشر شدند كه حتي برخي از آنها به داخل كشور هم آمد. از جمله مي‌توان به «منجي يا ويرانگر»، «آيا مهدي همان دجال(آنتي كرياست) است» اشاره كرد كه در آمريكا منتشر شدند. به هر حال، بعد از ورود احمدي‌نژاد، حمايت‌هاي دولتي از بعضي جريان‌هاي مهدوي شكل تازه اي به خود گرفت كه البته برخي كه به ايشان انتقاد داشتند هدف تير حملات خود را اعتقادت مهدوي آقاي احمدي نژاد قرار دادند تا جايي كه در برخي روزنامه‌هاي رسمي و فعال و قديمي كشور به طور رسمي مطالب مسلم و غير قابل خدشه‌اي مانند مسجد جمكران را رد كردند، شايد از اين طريق بتوانند در رقابت يا دشمني با ايشان پيروز شوند.

     

    افق ديد ما بايد ظهور امام عصر (ع) و راهبرد ما بر اساس زمينه‌سازي براي ظهور منجي باشد

    وي بيان اينكه در 3 دهه اخير، نظام آنگونه كه بايد و شايد در حوزه مهدويت فعاليت نكرده است، مي‌گويد: عليرغم اينكه حضرت امام خميني (ره) يك نگاه مهدوي و انتظارمحور داشت و با هدف تأسيس يك جامعه منتظر و زمينه‌ساز ظهور، نظام را تشكيل داد؛ با توجه به سوء تفاهم‌هايي كه براي برخي به وجود آمد و سرايت پيدا كرد، فعاليت‌هاي نظام در حوزه مهدويت خيلي گسترده نبوده است.

    وي تأكيد مي‌كند: ما پتانسيل‌هايي در حوزه مهدويت داشتيم و داريم كه هنوز هم مغفول مانده‌اند. موضوع مهدويت مي‌تواند پاسخگوي تمام نيازهاي روز جامعه چه فردي، چه خانوادگي، چه جمعي و چه اجتماعي باشد. سفره‌اي كه خداوند براي تمام مخلوقات خودش باز كرده و هر كس به فراخور نياز و علاقه و توانايي خودش مي‌تواند از اين سفره بهره‌مند شود. ما نسبت به اين موضوع خيلي غفلت كرده‌ايم، كارهاي تخصصي جدي بسياري در حوزه مهدويت مي‌توانند انجام شوند. يكي ‌از اين كارها داشتن «نگاه راهبردي» است. نگاهي كه بايد مبناي عمل‌كرد سياست‌گذاري‌هاي كلان كشور ما شود.

    مطهري‌نيا با ابراز تأسف مي‌گويد: در برنامه‌هاي توسعه، اين نگاه خودش را نشان نمي‌دهد. در صورتي‌كه ما وقتي يك جامعه زمينه‌ساز و يك دولت زمينه‌ساز تعريف مي‌كنيم، افق ديد آن بايد ظهور امام و راهبرد ما زمينه‌سازي براي ظهور حضرت باشد نه رسيدن به جامعه غافل و عاري از خدا و حجت غربي.

     

     

    شعار غرب در زندگي اجتماعي «خدا مرد» است.

    مديرگروه مطالعات راهبردي مهدويت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در ادامه مي‌گويد: غرب مسيري را شروع كرده كه با شعار «خدا مُرد» آغاز شد. وقتي‌كه امثال «نيچه» اعلام كردند، خدا مرد، اعتقاد به خدا به گنجه‌ها رفت و مسيري را با عنوان زندگي اجتماعي بدون خدا شروع كردند و با اين نگاه برنامه‌اي را براي زندگي اجتماعي خود تعريف كردند. حال ما نمي‌توانيم همان برنامه را ترجمه كنيم و در كشورمان پياده كنيم. نتيجه طبيعي غرب بي‌خدا بروز احساس جدي خلأ معنوي است كه امروز به طور قابل توجهي دامن جوامع مختلف را گرفته است.

     

    مدعيان در جمع‌هايي ظاهر مي‌شوند كه ما نتوانسته‌ايم خوراك سالم به آنجا برسانيم.

    وي ادامه مي‌دهد: اكنون فعاليت در عرصه مهدويت افزايش يافته است. در يك دهه اخير حجم فعاليت‌هاي مهدوي زياد شده‌اند. مي‌توان اين رشد را در عرصه انتشارات، سخنراني‌ها و عرصه كتاب و مجله به راحتي مشاهده كرد. اين افزايش حجم دو خروجي داشت. اگر آنهايي كه وظيفه‌شان فعاليت در حوزه مهدويت بوده ( اين وظيفه گاهي اوقات بياني و سخنراني و نوشتاري است و گاهي اوقات حمايت‌هاي مالي، اجرايي و هر كس كه هر قدم و قلمي مي‌تواند در اين مسير قرار داشته باشد) وظايف خود را انجام داده باشند، نتيجه‌اش را هم ديدند؛ چون حضور در اين فعاليت پاسخ به نياز فطري و به روز مخاطب بوده است.

    مطهري‌نيا مي‌افزايد: كوتاهي در اين حوزه مشكل‌زا بوده است. يعني در حقيقت در هر جايي كه كوتاهي كرديم و به مخاطب‌هاي تشنه، پاسخ به روز و متناسب را نداديم، با پديده ظهور مدعيان مواجه شده‌ايم. مدعيان در جمع‌هايي ظاهر مي‌شوند كه ما نتوانسته‌ايم خوراك سالم به آنجا برسانيم.

    وي مي‌افزايد: هرگاه شخصي مخاطب خودش را به اسم دين، به فساد و فحشا دعوت مي‌كند و به تاراج اموالش سوق مي‌دهد، هر عقل سليمي متوجه مي‌شود كه اين شخص با موضوع پاك و زيباي مهدويت، هيچ نسبتي ندارد؛ اما چون فعالان مهدويت كم‌كار بوده‌اند، منحرفان به دنبال سوء استفاده از فطرت پاك و تشنه حقيقت مردم بودند.

    مديرگروه مطالعات راهبردي مهدويت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در بخش ديگري از سخنان خود اظهار مي‌كند: اگر به يك فطرت پاك، خوراك سالم نرسد، اولين پاسخگو را اجابت مي‌كند. تصور كنيد كسي در بياباني تشنه لب در حال حركت است. بعد از يك تشنگي خيلي شديد به يك مرداب و گندابي مي‌رسد، اگر آدم اهل فكر و انديشه‌اي باشد، مي‌فهمد كه نبايد اين آب را بنوشد؛ اما اگر اسير و مقهور تشنگي‌اش باشد، به تشنگي خودش توجه دارد و نه به سلامتي خود و ناپاكي آب و خيلي راحت آن را مصرف مي‌كند. در نتيجه هم بيمار و هم تشنه‌ترمي‌شود. پديده‌ مدعيان هم در واقع به اينگونه بوده است.

     

    تأثير انقلاب اسلامي در جريان‌هاي مهدوي جهان

    محمود مطهري‌نيا همچنين به نگراني و هراس منكران مهدويت شيعي در سراسر جهان از انقلاب اسلامي و رهبر كبير آن اشاره مي‌كند و مي‌گويد: در اواخر دهه 50 شمسي و اوايل روي كار آمدن حكومت اسلامي، «شيخ راغب حرب» مبارز ضد صهيونيستي توسط اسرائيلي‌ها دستگير مي‌شود. دو گروه براي بازجويي از وي مي‌آمدند. گروه اول چهره‌هاي خشن نظامي‌ بودندد و گروه دوم، چهره كاملاً علمايي و تيپ خاخام‌هاي يهودي‌ داشتند. عمده سؤال گروه دوم از «شيخ راغب حرب» اين بود كه آيا آيت‌الله خميني كه در ايران حكومت را به دست گرفته، همان امام زماني است كه شما منتظر او هستيد؟ اين موضوع هراس آنها را از ظهور امام زمان نشان مي‌دهد(تفصيل اين ماجرا در شماره 39 مجله موعود و در قالب ميزگرد مسيحيت صهيونيستي آمده است).

    وي ادامه مي‌دهد: همچنين در سال 1980 همايشي با موضوع شيعه‌شناسي در تل‌آويو برگزار شد كه در سال‌هاي بعد در آمريكا، انگليس، اسرائيل و برخي كشورهاي غربي ادامه پيدا كرد. اين همايش در واقع نگاه منجي‌باور مهدوي و سير تحولات تشييع را به طور خيلي جدي و تخصصي مورد مطالعه قرار داد و به دنبال راه‌كارهايي براي مقابله با انقلاب اسلامي و باورهاي شيعي درباره مهدويت هستند.

    محمود مطهري‌نيا، مترجم كتاب «شش ماه پاياني» (تقويم حوادث شش ماهه پيش از ظهور) در پايان سخنان خود اظهار كرد: شايد ايران يكي از آخرين كشورهايي است كه در آن شاهد راه‌اندازي و تأسيس دانشكده‌هاي شيعه‌شناسي و اسلام‌شناسي بوديم. اين موارد نشان مي‌دهد كه تا چه اندازه در اين علوم كم‌كار بوده‌ايم. رسيدن به جايگاه واقعي فعاليت براي تبليغ مهدويت در داخل و خارج كشور نيازمند تلاش بيشتري است كه بايد مورد توجه همه از مسئولان تا مردم عادي باشد. موضوع مهدويت اين قابليت را دارد كه دانشگاه هايي به طور تخصصي و انحصاري به آن بپردازند؛ اما ما هنوز حتي به خم كوچه اول راه هم نرسيده‌ايم و از دشمنانمان در اين حوزه حقيقتاً‌ عقب‌تريم. استاد «علي كوراني» در مقدمه كتاب «عصر ظهور» مي‌نويسند، در سازمان سيا پرونده‌اي از امام زمان (ع) وجود دارد كه تنها عكس ايشان را كم دارد. آيا واقعا اطلاعات ما درباره امام عصر (ع) در اين حد هست؟

    رشد باور مهدويت شيعي در جهان اسلام

    مطهري‌نيا سخنان خود را با مقايسه جوامع شيعي در قبل و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي دنبال مي‌كند و مي‌گويد: در اين باره مي‌توان به طور مشخص لبنان را نام برد. در اين كشور بعد از ورود امام موسي صدر ــ كه امام خميني (ره) ايشان را شاگرد و پرورده مكتب خودشان مي‌خواندند ــ شاهد ظهور پديده‌هايي مانند شهيد چمران، شهيد سيد عباس موسوي و گروه‌هاي امل و حزب‌الله هستيم كه خودشان را سرباز امام و منتظر مهدي (عج) مي‌دانند. اعتقاد دارم كه اگر نظام، به جز اين هيچ ثمره ديگري نداشت، كاملاً موفق و سربلند بود.

    وي مي‌افزايد: در لبنان قبل از ورود امام موسي صدر، شيعيان در اوج ذلت بودند، تا حدي كه يا شيعه بودن خودشان را مخفي مي‌كردند يا براي رهايي از ذلت‌هاي اجتماعي دست از تشيع بر مي‌داشتند؛ اما الان به جايي رسيده همان شيعيان ذليل؛ عزتمند‌ترين شخصيت‌هاي جهان عرب شده‌اند و شخصيتي مثل سيدحسن نصر‌الله شخصيت شماره يك جهان عرب خوانده مي‌شود.

    وي همچنين به تأثيرپذيري عالمان ديگري از انقلاب براي تبليغ تشيع اشاره مي‌كند و مي‌گويد: شيخ محمد سيوطي در كشور «بنين» كه در قاره آفريقا قرار دارد با بهره‌مندي از مكتب انقلاب، در كشوري كه شيعه جايگاهي نداشته اقدام به معرفي مكتب تشيع مي‌كند و پيرواني را به اين مذهب مي‌افزايد. علاوه بر آن تغيير و تحول در نگاه مهدوي پس از پيروزي انقلاب اسلامي را در پاكستان و برخي كشورهاي منطقه مي‌توان مشاهده كرد.

    مطهري‌نيا ادامه مي‌دهد: همچنين بايد به كشور عراق اشاره كرد. الان كه فضاي اين كشور به نسبت گذشته و زمان ديكتاتوري صدام، براي تحقق برخي شعارها بازتر شده است، مختصر آزادي‌هايي وجود دارد؛ به همين علت در چند سال گذشته سير توجه به موضوع مهدويت در عراق فوق‌العاده رشد و جهش قابل توجهي داشته است.

    مديرگروه مطالعات راهبردي مهدويت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در ادامه مي‌افزايد: در حوادث و درگيري‌هاي يمن، هرچند تعداد قابل توجهي از آنها شيعيان زيديه هستند؛ اما به تأثير و تأثر از نظام انقلاب اسلامي، كاملاً نگاه متفاوتي پيدا كرده‌اند و با توجه به نوع فشارهايي كه به آنها وارد مي‌شود، خيلي از شيعيان زيدي به سمت تشييع اثني‌عشري سوق يافته‌اند.

     

     

     

    عده‌اي از متفكران بزرگ جهان عرب به خاطر نوع نگاه و رفتار امام خميني (ره) شيعه شدند

    مطهري‌نيا در بخش ديگري از سخنان خود به نقش امام خميني (ره) در گسترش تفكر مهدوي مي‌پردازد و مي‌گويد: با مطالعه كتاب «عصر امام خميني» نوشته آقاي حاجتي مي‌توان فهميد كه امام (ره) به تنهايي و جداي از تمام نهادها نقش بي‌بديلي در ترويج فرهنگ انتظار و تشيع داشتند. در اين كتاب شخصيت‌هاي مطرحي از جهان عرب معرفي شده‌اند كه با پيگيري سخنراني‌هاي امام (ره) شيعه شده‌اند؛ اما نكته جالب اين است كه نكته و عامل شيعه شدن ‌آنها، صرفاً عرض ارادت امام (ره) به وجود نازنين امام مهدي (عج) است. آنها امام (ره) را به عنوان يك شخصيت با عظمت و با منزلت و كم نظير جهان اسلام مي‌دانستند و در پيگيري سخنراني‌هاي ايشان به تعابيري مثل «روحي له الفدا»، «ارواحنا له الفدا» و «ارواحنا لتراب مقدمه الفداء» مواجه مي‌شوند.

    وي ادامه مي‌دهد: وقتي شخصيت بزرگي، اينچنين عرض ارادت صادقانه مي‌كند، طبيعتاً آن شخص دوم بايد خيلي بزرگ‌تر باشد. همين عرض ارادات و ادبي كه امام (ره) در صحبت‌هايش نسبت به حضرت مهدي (عج) داشت، زمينه‌ساز شيعه شدن شخصيت‌هاي متفكر و نه عوام ديگر كشورها شده است. همين رفتار در ميان ديگر مسئولان مي‌توانست ثمرات مشابهي را در داخل و خارج كشور به دنبال داشته باشد.

     

    پيروزي انقلاب اسلامي آغاز تاريخ نو است

    مترجم كتاب «شش ماه پاياني» (تقويم حوادث شش ماهه پيش از ظهور) در ادامه سخنان خود مي‌گويد: دليل مخالفت استكبار جهاني با نظام جمهوري اسلامي، دستيابي به اين پيروزي‌ها و موفقيت‌ها در جهان اسلام و جهان تشيع است. در واقع هر چه دشمني‌ها با ما بيشتر مي‌شود، نشان مي‌دهد كه ما موفق‌تر بوده‌ايم. در تحليل اجتماعي، وقتي جرياني ايجاد مي‌شود، هر چقدر، تعداد مقابله‌ كننده‌هاي با آن بيشتر شود، به ركود كشاندن آن سخت‌تر مي‌شود. اينكه نظام در عرصه سياسي مرتب با تحريم و دشمني‌هاي متنوعي مواجه مي‌شود، حاكي از اثرگذاري‌هاي فكري و معنوي آن است.

    وي در ادامه مي‌گويد: در دنيا و در حدود 6 قرن پيش، يك نظام فكري با شعار بي‌خدايي شروع به فعاليت مي‌كند. اين نظام قرن‌هاست كه بي‌محابا و بي‌معارض پيش‌ رفته است؛ اما در محاسبات پديد آورندگان اين نظام بحث آغاز تاريخ نو پيش‌بيني نشده بود و شروع اين تاريخ نو را به معناي واقعي بايد پيروزي انقلاب اسلامي دانست.

    مطهري‌نيا تأكيد مي‌كند: در دنياي كاملاً بي خدا، در يك لحظه، در منطقه خاورميانه، به نام شيعه و به نام وجود نازنين امام مهدي (عج) يك منفذ نوراني از آسمان باز مي‌شود و هر چه قدر، پرتو آن نوراني‌تر مي‌شود، سياهي‌ها و تاريكي‌هاي نظام بي‌خدايي بيشتر تحت‌الشعاع قرار مي گيرد. وجود و نورانيت اين كانون نور هر چقدر فعال‌تر باشد، براي آنها كه دنبال تاريكي هستند، آزار دهنده‌تر است و تمام تلاش آنها اين است كه اين نور خدا را به تعبيري با پف دهانشان خاموش كنند كه تا حالا نتوانسته‌اند و به اميد خدا از اين به بعد هم نخواهند توانست. علاقه‌مندان به توضيح بيشتر در اين رابطه مي‌توانند به كتاب تا دولت كريمه استاد اسماعيل شفيعي سروستاني مراجعه كنند.

     

    تأكيد امام (ره) بر واژه مستضعفين ناشي از نگاه انتظارمحور ايشان بود

    مطهري‌نيا در بخش ديگري از سخنان خود به بررسي فعاليت‌هاي مهدوي نظام در خارج از كشور مي‌پردازد و مي‌گويد: در حال حاضر در امر تبليغ مهدويت در جوامع شيعي به نسبت قبل موفق هستيم؛ اما نسبت به آنچه كه مي‌توانيم و بايد باشيم و مطلوب ما بوده، هنوز خيلي فاصله داريم.

    وي با اشاره به اهداف امام خميني (ره) در بنيانگذاري جمهوري اسلامي مي‌گويد: امام (ره) ‌در اوايل پيروزي انقلاب 3 مرحله براي انقلاب و نظام مدنظر داشتند. مرحله نهايي مطلوب امام (ره) اين بود كه ما جامعه جهاني را مهياي ظهور امام زمان (عج) كنيم و به ايشان عرضه بداريم كه اي امام زمان ما الان جهان آماده پذيرايي از شماست، آماده تشريف‌فرمايي شماست و منتظر شماست.

    وي در ادامه اظهار مي‌كند: تأكيد امام (ره) روي واژه مستضعفين، ناشي از نگاه قرآني ايشان به انتظار است. يعني تعبيري كه قرآن در آيه 5 سوره قصص [«وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ» «و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرو دست‏شده بودند منت نهيم و آنان را پيشوايان (مردم) گردانيم و ايشان را وارث (زمين) كنيم»] براي جامعه منتظر به كار مي‌برد، مستضعفين هستند. اين تعبير مستضعفين معادل منتظرين است. اين همه تأكيد امام (ره) روي واژه و مفهوم مستضعفين، ناشي از همان نگاه انتظارمحور ايشان بود.

    وي ادامه مي‌دهد: نظام برخاسته از انقلاب اسلامي در امر تبليغ مهدويت واقعاً موفق بوده است؛ اما براي رسيدن به هدف ايده‌آل و مطلوب، فاصله زيادي داريم و تا رسيدن به آن هدف مطلوب، يك لحظه درنگ و كوتاهي و ركود، ظلم به خودمان، تمام موجودات، تمام هستي و تمام بشريت است.

    مطهري‌‌نيا در تعريف دوره ظهور مي‌گويد: دوره ظهور امام زمان (عج)، دوره تحقق تمام آرمان‌هاي تمام بشريت و ديگر موجودات است. يعني هم انسان‌ها و هم غير انسان‌ها، هر كس با هر جنسيتي با هر دين و آئيني و مرام و مسلكي هر آرزويي كه دارد در آن دوره، هزاران هزار بيشتر از آن را مي‌تواند تحقق يافته به دست بياورد.

    وي سخنان خود را اينگونه تصريح مي‌كند: حال نقطه مقابل دوره ظهور، دوره آخرالزمان و عكس تمام آن آروزهاست. اگر مردم مطلوبشان عدل است، در دوره آخرالزمان ما شاهد فراگير شدن ظلم خواهيم بود. اگر مطلوب ثروتمندي است در اين دوره شاهد فقر و بدبختي خواهيم بود. رفاه كه مطلوب همگان است، در دوره آخرالزمان پيدا نمي‌شود، يا چيزهاي ديگري مانند امنيت،آسايش، ثروت حلال و عادلانه بي حد و اندازه و....

    وي با ابراز تأسف مي‌گويد: ما مطلوب‌ترين دوره حيات تاريخ بشريت را عقب مي‌اندازيم و در دوره سياه و تاريك آخرالزمان دست و پا مي‌زنيم. هر چقدر اين دوره بيشتر طول بكشد، همه خودمان، هم باقي انسان‌ها و باقي موجودات بيشتر ظلم خواهيم ديد و مطلوب خودمان را ديرتر به دست مي‌آوريم.

     

    مهدويت، عامل وحدت تمام انسان‌هاي تاريخ است

    اين محقق و پژوهشگر مهدويت در ادامه در خصوص ميزان موفقيت در تزريق انديشه شيعي مهدويت در باور پيروان ديگر اديان و مذاهب مي‌گويد: موضوع مهدويت، محور وحدت تمام انسان‌هاست و نه تنها پيروان اديان؛ چون «منجي» مطلوب تمام انسان‌هاست. در كتاب «ظهور حضرت مهدي (عج) از ديدگاه اديان، مذاهب و ملل جهان» نوشته آقاي هاشمي شهيدي كه توسط انتشارات مسجد جمكران منتشر شده است، روايات اسلامي راجع به حضرت مهدي (عج) با روايات مكاتب هندوها، مسيحيت، يهود و زرتشت در اين باره مقايسه شده‌اند كه در طي آن به زيبايي و حيرت تمام متوجه مي‌شويم؛ همه در انتظار يك نفر هستند.

    وي مي‌افزايد: حتي نوع تعابيري كه راجع به امام مهدي (عج) در روايات شيعي راجع به ايشان، مركبش، لباسش و حتي سلاحش به كار رفته، عين همان تعابير در منابع هندوها، مسيحي‌ها، يهودي‌ها و زرتشتي‌ها بيان مي‌شود، مضاف بر اينكه مهم‌ترين عامل محور وحدت تشيع و تسنن همين موضوع مهدويت است. همه در انتظار آمدن يك نفر هستيم و عمده اختلاف شيعه و سني، در شخصي و نوعي بودن مهدويت است. اينكه آيا امام مهدي (عج) فرزند امام عسكري (ع)، فرزند امام هادي (ع) تا امام علي (ع) است يا بين اينها تعداد افرادي ديگري فاصله است.

    مديرگروه مطالعات راهبردي مهدويت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در ادامه سخنان خود اظهار مي‌كند: خيلي از اهل تسنن طبق آنچه كه در كتاب‌هايي مانند «ينابيع المودة» و يا كتاب‌هاي ديگر آمده به موعود شيعي باور دارند و در انتظار همان شخصيت هستند. همان غيبت را براي او قائلند و با ديگر مذاهب اسلامي مختصر اختلاف‌هايي را با هم داريم.

    مطهري‌نيا در ادامه مي‌گويد: متأسفانه در تمام محورهاي وحدت، با ديگر مسلمانان و اهل تسنن و همچنين با پيروان ديگر اديان، خيلي به محورهاي وحدت‌آميز توجه نمي‌كنند. يعني واقعيت اين است كه سراغ محورهاي ديگر مي‌رويم. جا دارد يك بازنگري جدي و شاخصي در باره چگونگي بيان عقايد مهدوي خود در جمع پيروان ديگر مذاهب و اديان داشته باشيم.

     

    با هاليوودي‌ها بايد با حربه خودشان مقابله كرد

    مترجم كتاب «شش ماه پاياني» (تقويم حوادث شش ماهه پيش از ظهور) نيازهاي تغيير نگرش و روش در تبليغ مهدويت را يادآور مي‌شود و مي‌گويد: تعبيري را مرحوم كاشف الغطاء داشته راجع به فعاليت‌هاي تبليغي كه حق و حقيقت از راهي منتشر مي‌شود كه باطل و گمراهي اقدام كرده است. براي تبليغ مهدويت بايد به تكنولوژي‌ها و رسانه‌هاي مدرن روي بياوريم. ما درعرصه‌ دنياي مجازي و رسانه‌‌هايي مانند اينترنت، نرم‌افزار، كتاب‌هاي همراه كه براي تلفن‌هاي همراه تهيه شده‌اند و موارد اينگونه فعاليت‌هاي خوبي داشته‌ايم؛ اما در چند عرصه كاستي قابل توجهي داشته‌ايم.

    وي در تصريح سخنان خود مي‌گويد: ما در عرصه فيلم‌سازي آنطور كه بايد و شايد وارد نشده‌ايم و در اين عرصه به خصوص در سينما، فوق‌العاده كم كار بوده‌ايم. ده‌ها و شايد صدها مورد فيلم‌هاي هاليوودي در كلاس فيلم‌هاي آخرالزماني قرار مي‌گيرند، كه از منظرهاي طبيعي، استراتژيكي به اين موضوع پرداخته‌اند.

    وي به بيان برخي از خصوصيات اين فيلم‌ها مي‌پردازد و مي‌گويد: در فيلم «سياره ميمون‌ها» موضوع باور انتظار شيعه به گستاخانه‌ترين و وقيحانه‌ترين حالت به تمسخر كشيده شده است. در خيلي از فيلم‌ها، آنچه كه در روايات ما به عنوان نمادهاي شيعي آخرالزمان است، به بدترين شكل نشان داده شده است. در فيلم‌هاي هاليوود، رنگ سبز نماد شيطاني و پليدي است. رنگ سبزي كه در جوامع اسلامي جايگاه ديگري دارد و ?ادآور گن?د سبز رسول خدا (ص) است .

    مطهري‌نيا ادامه مي‌دهد: بگذاريد بيشتر توضيح دهم. موضوع بازگشت مردگان در عصر ظهور، يك موضوع كاملاً شيعي است كه در هيچ كدام از اديان ديگر به اين شكل به آن پرداخته نمي‌شود. بازگشت مردگان در حقيقت رجعت و بازگشت پاكان و مؤمنان است كه متفاوت با تناسخي است كه برخي مكاتب و مذاهب به آن باور دارند. رجعت يعني بازگشتي كه يك نفر بعد از فوتش، خودش با بدن خاكي خودش به زمين باز مي‌گردد، يك باور شيعي است حال اين اعتقاد را در فيلم‌هاي ژانر وحشت هاليوود به بدترين شكل و ترسناك‌ترين حالت نمايش داده مي‌شود.

    وي ادامه مي‌دهد: موضوع «دابة الارض» كه در روايات راجع به حضرت علي (ع) است و بازگشت امام حسين (ع) در عصر ظهور را با تحريفات در فيلم‌هايي مانند «پسر جهنمي» و مجموعه «ارباب حلقه‌ها» به چالش كشيده‌اند. در فيلم «حلقه» كه فيلم ژانر وحشت است، دختر عامل وحشت‌ساز، در خانه‌اي كه پلاكش 12 است، از ته چاهي بيرون مي‌آيد و به ظلم و فجايع خودش مبادرت مي‌كند.

    وي تصريح مي‌كند: آن تهمتي كه هميشه در طول قرن‌ها به شيعه زدند، اين بود كه شيعيان قائلند امام زمان (عج) در چاه سرداب سامراء غايب شده و يك زمان بيرون خواهد آمد. اين مشهورترين تهمتي است كه به شيعه زده شده، هر چند علما به آن جواب داده‌اند اما هنوز هم، اين تهمت را به شيعه مي‌زنند حالا اين فيلم را بگذاريد در كنار آن تهمت كه به شيعه مي‌زنند.

    مطهري‌نيا تأكيد مي‌كند: در عرصه توليدهايي از اين جنس، نظام آن‌طور كه بايد و شايد توليدات اثربخش براي جامعه جهاني نداشته است. ما نبايد مخاطب خودمان را صرفاً مردم ايران در نظر بگيريم. مخاطب ما بايد مخاطب جهاني باشد.

     

    شرايط فعاليت در حوزه مهدويت چيست؟

    اين محقق و پژوهشگر در بخش ديگري از سخنان خود با انتقاد از شرايط موجود در تخصيص نيرو و هزينه براي فعاليت‌هاي مهدوي در كشور مي‌گويد: كار كردن براي امام عدل، لازمه‌اش اين است كه رفتار ما هم بوي عدالت دهد. اولين و ساده‌ترين تعريف عدالت اين است كه هر چيزي سرجاي خودش قرار گيرد. ما اگر در تخصيص بودجه‌ها، چه مهدوي و چه غيرمهدي، در تخصيص پست‌ها و منصب‌ها اگر حق را به حقدار و مجري حق ندهيم، كار ما مهدوي نيست.

    وي ادامه مي‌دهد: به تعبير خود حضرت مهدي (عج)، اين كشور، كشور امام زمان است. در توقيعات شريف امام زمان (عج)، ايشان لعن كرده‌اند كسي را كه درهمي از اموال امام را براي خودش حلال بداند. وقتي كل اين مملكت، مملكت امام زمان شد، هر نوع تصرف خودسرانه و غير منتظرانه‌اي در اموال و نفوس مردم، اگر آگاهانه باشد، مشمول لعن امام مي‌‌شود و آنهايي كه در جايگاه‌هاي حساس كشور قرار گرفته‌اند اگر اين نگاه را نداشته باشند، قبل از هر كسي براي خودشان مشكل‌ساز مي‌شوند.

    مطهري‌نيا ادامه مي‌دهد: حوزه مهدويت شامل 3 بخش نظري، عملي و قلبي مي‌شود. در حوزه نظري هر كس هر قدم و قلمي مي‌تواند براي امامش بردارد، نبايد كوتاهي كند. در فعاليت‌هاي عملي، رفتار ما بايد يك رفتار منتظرانه باشد. اگر شعار انتظار مي‌دهيم، اين انتظار بايد در رفتار ما، در سياست‌گذاري‌ها و رفتارهاي فردي و اجتماعي مشاهده شود كه فراي فعاليت‌هاي رسانه‌‌هاي به معناي عام خودش است.

    محمود مطهري‌نيا در پايان سخنان خود اظهار مي‌‌كند: مرحله سوم، مرحله قلبي است. با رسانه، نهادها و سازمان‌هاي اجتماعي مي‌توانيم دو بخش قبلي را متولي شويم؛ اما فراموش نكنيد اين ظرف سازمان‌ها و ظرف رسانه‌ها براي موضوع مهدوديت و پيوند قلبي با امام زمان (عج) كاملاً ناكارآمد است. پيوند بايد دلي باشد و دل با دل ارتباط برقرار كند و ما اگر اين تكنيك را داشته باشيم، در خروجي كارها، سياست‌گذاري‌ها، تخصيص بودجه‌ها و تقسيم مناصب كاملاً متفاوت مي‌شود و هر كدام از اين فعاليت‌ها به شكل ديگري خودش را نشان مي‌دهد.

    بازگشت به صفحه شروع بازگشت به صفحه قبل

    Guest - گفتگوهاي تخصصي - گفتگوهاي تخصصي