چكيده :
در سير تكوين انديشه جغرافياي انساني، از اواخر قرن نوزدهم تا كنون، مكاتب و ديدگاه هاي گوناگوني ظهور كرده است كه جغرافياي انساني ، جغرافياي اجتماعي و جغرافياي فرهنگي، سه حوزه قابل توجه آن را تشكيل مي دهند. اگر چه بنياد سه ديدگاه فوق بر تبيين روابط متقابل انسان با محيط است، اما مفاهيم، نگرش ها و زمينه هاي مورد تأكيد آن ها در بررسي روابط انسان و محيط متفاوت مي باشد تا جايي كه از آن ها به عنوان چهار سنت فكري گوناگون ياد مي كنند.
در ادبيات جغرافيايي ايران، طي پنجاه سال اخير مفاهيم، روش ها و اصول جغرافياي انساني، به خصوص از ديدگاه اكولوژيكي ، اغلب به صورتي گسيخته و بدون انسجام كافي مطرح شده است. ليكن جغرافياي اجتماعي و فرهنگي به صورت بسيار جسته گريخته بيان شده و بدين لحاظ جاي خالي چنين اثري حتي در ميان دانشگاهيان كشورمان كماكان خالي است.
كتاب موزاييك انساني : مقدمه اي موضوعي بر جغرافياي فرهنگي ، كه توسط تري جردن از دانشگاه تگزاس و لستر دانتري از دانشگاه ايالتي سان خوزه، تدوين شده است، يكي از معدود آثار با ارزش و مهم در خصوص ادبيات جغرافياي فرهنگي جهان است كه به عنوان كتاب پايه براي دانشجويان دوره هاي كارشناسي و كارشناسي ارشد جغرافيا و نيز به منزله چارچوب جامع براي پژوهشگران جغرافياي فرهنگي و حتي كارشناسان و پژوهشگران رشته فرهنگ در كشور قابل استفاده است. اين كتاب در سيزده فصل و چهارصد و هشتاد صفحه به شرح زير تنظيم شده است: در فصل اول، ماهيت، مفاهيم و قلمرو جغرافياي فرهنگي از يك سو و روش بررسي جغرافياي فرهنگي از سوي ديگر بحث شده است. در اين فصل، اصول بنيادي و ديدگاه نظري جغرافياي فرهنگي بر پايه پنج مفهوم كليدي يعني ناحيه فرهنگي، پخش فرهنگي، اكولوژي فرهنگي، در هم تنيدگي فرهنگي و چشم انداز فرهنگي تشريح شده و بر كاربرد آن ها در تبيين مسائل جغرافيايي تأكيد شده است. در اين خصوص آمده است: مفهوم ناحيه فرهنگي، كنجكاوي هاي طبيعي بشر را در مورد تفاوت ها و تشابهات ميان مكان ها، توجيه و هدايت مي كند.
پخش فرهنگي: جنبه پويايي و حركت مداوم فرهنگ را توجيه مي كند و به دانشجويان و پژوهشگران كمك مي نمايد تا ارزيابي لازم را از چگونگي گسترش خصايص فرهنگي از مكاني به مكان ديگر به دست آورند.
اكولوژي فرهنگي، چارچوبي مناسب براي تبيين روابط پيچيده ميان فرهنگ و محيط طبيعي است.
در هم تنيدگي فرهنگي به دانشجويان و پژوهشگران امكان مي دهد تا فرهنگ را به عنوان كليتي به هم پيوسته كه تمامي اجزاي آن بر روي هم تأثير متقابل دارند، در نظر بگيرند.
و بالاخره، چشم انداز فرهنگي به عنوان واقعيت نمادين فرهنگ هاي گوناگون، بعد ديگري از كارايي جغرافيايي فرهنگي را در تفسير پديده هاي جغرافيايي ، بيان مي كند.
سپس پنج مفهوم فوق در توضيح و تبيين موضوعات كتاب به شرح زير به كار رفته است:
انسان بر رو ي زمين، دنياي كشاورزي، الگوهاي سياسي، تنوع زبان ها، قلمرو مذاهب، جغرافياي فرهنگ عامه، جغرافياي فرهنگ عمومي، جغرافياي نژادي ، شهر در زمان و فضا ، موزاييك شهري، صنعت و شبكه حمل و نقل.
فصل سيزدهم كتاب به كاربرد جغرافياي فرهنگي اختصاص دارد كه طي آن به ارائه نمونه هايي از مطالعات موردي در موضوعات گوناگون از كشورهاي ايالات متحده، مالزي و هند پرداخته است.
در پايان كتاب، جمع بندي جامعي از تمام فصول كتاب ارائه شده و فهرستي از مفاهيم و اصطلاحات اصلي كه در سراسر كتاب به كار رفته ضميمه شده است.