آرشیو اخبار پژوهشگاه آرشیو اخبار پژوهشگاه

دکتر محمدی: حضرت امام (ره) تعریفی جدید از قدرت ارائه دادند

حضرت امام(ره) عنصر قدرت را دوباره تعريف كرد و قدرت را نه در لوله توپ، سلاح و دولت‌ها ديد بلكه قدرت را در توده‌هاي مردم ديد وقتي قيام كنند هيچ زرادخانه اتمي در مقابلش نمي‌تواند پيروز شود.

به گزارش خبرنگار آئين‌ و انديشه باشگاه خبري فارس «توانا»، منوچهر محمدي در نشست تخصصي «آينده هژموني فرهنگي غرب» كه 14 تير89 در پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات برگزار شد، اظهار داشت: انقلاب اسلامي ايران نقطه عطفي بوده است كه موجب بسياري از تحولات در كشور و جهاني شده است.

وي افزود: آثار انقلاب را در شش سطح مختلف مي‌توان ديد كه نخست در سطح ملي است كه موجب برپايي نظام ايدئولوژيك و اسلامي در جامعه شده است كه پيش از اين نمونه آن را در نظام بين‌المللي نداشته‌ايم. دوم سطح جهاني تشيع است كه اثرات عميقي بر جهان اسلام به خصوص تشيع گذاشته است كه اولين اثرش ورود جهان تشيع از حاشيه به متن است كه قرن‌ها اين گفتمان مطرح بوده است و نخستين بار در عصر معاصر توسط انقلاب اسلامي در جهان گسترش پيدا كرده است.

محمدي گفت: در سطح سوم جهان اسلام است كه موجب بيداري و خيزش عمومي ملت‌هاي مسلمان شده است و به نوعي نداي بازگشت به خويشتن بوده است كه در نهضت‌هاي جهاني در طول تاريخ مشاهده نشده است.

وي ادامه داد: سطح چهارم در بين جهان مستضعفين بوده است كه به عنوان ملت عقب‌افتاده شناخته مي‌شدند و احساس مي‌شد كه نمي‌توانند در برابر جهان غرب بايستند اما انقلاب اسلامي اين اميد را به اين توده‌ها برگرداند.

استاد دانشگاه تهران افزود: سطح پنجم در سطح بين‌المللي و سطح ششم در سطح اعصار تاريخ است كه انقلاب اسلامي نقطه عطف تمدني در طول تاريخ به شمار مي‌آيد كه بعد از بعثت پيامبر عظيم‌الشأن اسلام كه نقطه عطفي در طول تاريخ به شمار مي‌رفت انقلاب اسلامي نيز بيانگر تمدن دين‌گرايي است.

وي گفت: ترديدي نيست نظام جديد بين‌المللي بعد از عهدنامه وستفاليا به نظام دولت، ملت تبديل شده است. و در عين حال اين نظام بر چند پايه شكل گرفت كه نخست بايد بي‌اعتمادي و ترس و وحشت از يكديگر را يكي ديگر از ويژگي‌ها برشمرد كه بدبيني حاكم براي حفظ منابع جوامع استثماركننده جزء لاينفك نظام بوده است.

محمدي ادامه داد: به لحاظ فرهنگي، فرهنگ سكولاريسم و جدايي دين از سياست با توجه به بدبيني كه ميان دولت‌هاي اروپايي شكل گرفت اصل موازنه قوا براي حفظ صلح و ايجاد نوعي رقابت در ميان دولت‌ها شكل گرفت و بدين وسيله دولت‌هاي ديگر را تحت سلطه خود درآوردند.

وي گفت: اصل موازنه قوا تا جنگ جهاني اول ادامه داشت و به اين ترتيب دولت‌ها موفق به ايجاد صلحي نشدند كه به آن نيازمند بودند و در همين تاريخ جنگ متعدد شكل گرفت كه جنگ جهاني اول نخستين جنگ در مقياس جهاني بود كه خسارات عظيمي به منافع سلطه زد و در «كنفرانس ورساي» اين دولت‌ها به فكر افتادند كه به وسيله جامعه ملل كل جامعه را اداره كنند.

نويسنده كتاب «بازتاب جهاني انقلاب اسلامي»، گفت: آيا ايجاد جامعه ملل موجب رفع مشكلات جهان شد كه جواب اين پرسش نه است چون بعد از تشكيل جامعه ملل آمريكا خود را كنار كشيد و انگليس، آلمان شكست خورده را براي اينكه در برابر نظام كمونيست قد علم كند، كمك كرد تا دوباره به روي پاي خود بايستد و اين امر زمينه‌ساز جنگ جهاني دوم شد و خسارات ديگر به نظام سلطه وارد آمد.

وي گفت: دولت پيروز بعد از جنگ براساس نظريه روزولت «منشور آتلانتيك» را به وجود آورده كه بر‌اساس اين نظريه، جامعه جهاني يك خانواده است كه پدر و مادر جامعه درگذشته است و برادران بزرگ‌تر لاجرم بايد كشور را اداره كنند و حق دارند هر جور كه دوست داشته باشند، جهان را اداره كرده و براساس همين منشور حق وتو به پنج قدرت جهاني داده شده است.

محمدي ادامه داد: حوادث سال‌هاي بعد از جنگ تعداد اين برادران را كاهش داد. انقلاب چين موجب شد؛ چين به عنوان متمرد از شوراي امنيت اخراج شود و فرانسه و انگليس نيز بابت هزينه گزافي كه در جنگ جهاني دوم پرداخته بودند تحت سلطه آمريكا قرار گرفته و به اين ترتيب نظام برادر بزرگ‌تر تبديل به نظام دوقطبي شد.

وي گفت: بعد از برپايي نظام دوقطبي و دست‌يابي اين دو نظام سلاح اتمي موازنه قدرت كه بين اين دو ابرقدرت وجود داشت تبديل به نظام موازنه وحشت شد و از ويژگي‌هاي ديگر نظام فرهنگي ايدئولوژيك بودن اين دو نظام است كه بر پايه سكولاريسم و ماترياليسم به وجود آمد ولي نگاه به مسائل فرهنگي بين اين دو نظام تفاوتي وجود نداشت تنها تفاوت اين بود كه يكي بر آزادي فردي تكيه مي‌كرد و ديگري حقوق اجتماعي را ترجيح مي‌داد.

محمدي گفت: براساس نظام سلطه دوقطبي كشورها يا برعليه يك نظام بودند يا با آنها بودند و به نوعي بايد بازي شرق و غرب را مي‌پذيرفتند.

وي ادامه داد: بعد از پايان نظام دوقطبي، دوره انتقالي در نظام بين‌الملل شكل گرفت كه در نظام انتقالي نظا‌م‌هاي اقتصادي تابع بازيگران آن هستند و هر بازيگر قدرتمندي سعي مي‌كند نظام مطلوبش را شكل دهد كه نخستين تحول شكل‌گيري نظام نوين جهاني بود.

استاد دانشگاه تهران افزود: نظام نوين جهاني توسط جرج بوش پدر مطرح شده و نظام چندقطبي توسط اروپا و چين مطرح شده ولي بعد از نظام دوقطبي هيچ‌كدام از اين نظام‌ها نتوانست شكل بگيرد چون شرايط براي تداوم چنين نظام‌هايي فراهم نبود.

نويسنده كتاب بازتاب جهاني انقلاب اسلامي، ‌ادامه داد: انقلاب اسلامي از آغاز حركت نهضت اسلامي حضرت امام(ره) اصل نظام سلطه را به چالش كشاند. اين در حالي بود كه قبل از انقلاب اسلامي نظام موجود در كشور تابع قانون‌مندي نظام سلطه بود و در مشروطه رضايت روسيه و انگليس مهم‌تر از رضايت ملت بود و ملي شدن صنعت نفت در برابر رقابت انگليس، آمريكا و روسيه قرار گرفته و شكست خورد.

وي ادامه داد: حضرت امام(ره) عنصر قدرت را دوباره تعريف كرد و قدرت را نه در لوله توپ، سلاح و دولت‌ها ديد بلكه قدرت را در توده‌هاي مردم ديد وقتي قيام كنند هيچ زرادخانه اتمي در مقابلش نمي‌تواند پيروز شود.

منوچهر محمدي با بيان اين كه شرق و غرب عليه انقلاب اسلامي ايستادند، گفت: آمريكا و شوروي قيام پانزده خردادي را كه بسياري از مردم توسط رژيم شاه كشته شده‌اند، محكوم كرده‌اند!

محمدي ادامه داد: به مجموعه باورها، زبان و نژاد تشكيل دهنده يك كشور هويت جامعه گفته مي‌شود كه ضرورتا قابل انتقال نيست و امروزه به راحتي مي‌شود چنين فرهنگ اسلامي را با فرهنگ غرب تفكيك كنيم. ساموئل هانگتينتون در كتاب «برخورد تمدن‌ها» دوره دولت و ملت را پايان رسيده دانست و خطوط جامعه جهاني را در حوزه فرهنگ جستجو كرد و گسل بين تمدن غرب و اسلام را خونين دانست.

استاد دانشگاه تهران، گفت: در اين نظريه بيان شده است كه تمدن اسلامي با كمك تمدن كنفسيوس و آمريكاي لاتين به جنگ تمدن غرب مي‌رود كه من هر چه تلاش كردم، شباهتي بين تمدن اسلامي و تمدن كنفسيوس و آمريكاي لاتين نديدم و متوجه شدم كه هانگتينتون سعي در مخفي كردن ظلم و جور غرب داشت.

وي ادامه داد: در عرصه فرهنگ كشورهاي غيرغربي از غرب صدمه ديده‌اند و هانگتينتون مي‌خواهد بگويد برخوردي اگر بين فرهنگ و تمدن‌هايي صورت مي‌گيرد برخورد بين دو اردوگاه سلطه‌گران و سلطه‌پذيران است.

استاد دانشگاه تهران افزود: اردوگاه سلطه‌گران شامل دولت ايالات متحده آمريكا در محور و دول اروپايي، دول پيشرفته همراه با غرب، دول در حال تحت توسعه تحت نفوذ غرب و دول اسلامي تحت نفوذ غرب مي‌شوند و اردوگاه سلطه‌ستيزان شامل ايران اسلامي در محور و جهان تشيع، جهان اسلام، ملت‌هاي غيرمسلمان در كشورهاي در حال توسعه مانند آفريقا، آسيا و آمريكاي لاتين و توده‌هاي مردم در جهان توسعه يافته مي‌شوند.

محمدي، گفت: اهداف اردوگاه سلطه‌گران تداوم سلطه است و سلطه‌ستيزان رهايي از سلطه و جامعه‌اي كه فرد در آن زير سلطه نباشد.

وي درپايان خاطرنشان كرد: من اعتقاد دارم جنگ جهاني سوم آغاز شده است و اين جنگ از نظر شكل و محتوا شباهتي با جنگ جهاني اول و دوم ندارد و اين جنگ سياسي، اقتصادي و فرهنگي است و نتيجه نهايي جنگ جز پيروزي ملت ضعيف نخواهد بود.